دل به گل نشسته دل به گل نشسته: با من از عشق نگو، نگو از قصه این دل شکسته بدون آرزوی تموم شدن عمر تویه دلم نشسته از شادی برای من نگو، نگو از این غمی که دارم میدونی که به هر طرف میرم تو رو به یاد میارم به خیالم که همیشه میمونی، رو سرت سر گذاشتم به خیالم که باهام میمونی، دست تو دستت گذاشتم به این امید به تو دل دادم که همیشه موندگاری به امیدی که هیچ وقت منو تک و تنها نمیزاری کاش میفهمیدی به تنهایی خویش، دلم اسیر شده کاش میدونستی برای رسیدن به شادی دیر شده دیگه شوق پروازی در این دل شکسته نیست دیگه بال و پری برای پریدن این خسته نیست حتی یک فصل تازه برای شروع زندگی نیست همه ی فصل هام پاییز و دیگه بهاری نیست چشمه های روشنی و خوبی در دلم خشک شده قلبم شکسته و به زنجیر تنهایی قفل شده دلم مانند کشتی هست که به گل نشسته در کنار ساحل عشق به انتظار موجی نشسته ساحلی که نه موجی داره و نه کسی باهاش میاد ساحلی که داره خشک میشه و کسی کنارش نمیاد زیر نور شب، وقتی هوا سرد و تاریک میشه وقتی دل تنهای من دور دور یا نزدیک میشه همین دل شکسته، به انتظار دلی دیگه نشسته دلی که از سرمای شب به انتظار روشنایی نشسته زمانی که کوچه های سکوت پر از صدای پای شب زمانی که دلی شکسته به انتظار ترمیم در سوز تب از کبوتر روی بام تا پرواز پرنده های بال شکسته از دل های ساده و پاک تا این دل به گل نشسته ناشناس(پسر)...
↓ برترین های دنیای وب ↓
|
| ||||||||||||||||||||||||||||