داستان و طنز           فال و طالع بینی           لطیفه و اس ام اس

  اخرين لحظه ديدار
  نثر فارسي در عهد تيموري
  چگونه ديوانه شدم
  يک داستان پندآموز
  فراموش شده
  هنگامي که اندوه من به..
  بهرام اردبيلي و شعر ديگر   
  عشق چست؟
  هشـت روز هفته
  برخورد

  (تا 12 شهريور) ( 1..
  تحليل شخصيت از روي نوع..
  حرف ظ
  طالع علاقمندان به هلو
  سال سگ
  حرف ت
  حرف م
  فال شما , از اول..
  دي با اسفند (12+10)
  فال فصل ها و رنگ ها

  زنها به پنج گروه تقسیم میشن!
  انواع اس ام و اس..
  اگر يک نفر نيمه شب..   
  30 واقعیت پنهان در مورد مردها
  دخترا چند نوع داداش دارن؟!   
  تست روان شناسي شخصيت(طنز)
  كيش و جيش....
  خواستگاري در دوران مختلف
  مقايسه قسمت هاي مختلف مربوط..
  آف هايي پر از احساس....

 

       لینک های برتر

 

     لینک های داغ

 
 

 

قضاوت عجولانه


خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود

بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري ميکرد و تا پرواز هواپيما مدت زيادي مونده بود ..پس تصميم گرفت يه کتاب بخره و با مطالعه اين مدت رو بگذرونه ..اون همينطور يه پاکت شيريني خريد..

اون خانم نشست رو يه صندلي راحتي در قسمتي که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خيال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه کنار دستش .اون جايي که پاکت شيريني اش بود .يه آقايي نشست روي صندلي کنارش وشروع کرد به خوندن مجله اي که با خودش آورده بود

وقتي خانومه اولين شيريني رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم يه دونه ورداشت ..خانومه عصباني شد ولي به روش نياورد..فقط پيش خودش فکر کرد اين يارو عجب رويي داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابي حالشو ميگرفتم

هر يه دونه شيريني که خانومه بر ميداشت ..آقاهه هم يکي ور ميداشت . ديگه خانومه داشت راستي راستي جوش مياورد ولي نمي خواست باعث مشاجره بشه وقتي فقط يه دونه شيريني ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا اين آقاي پر رو و سواستفاده چي ...چه عکس العملي نشون ميده..هان؟؟؟؟

آقاهه هم با کمال خونسردي شيريني آخري رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف ديگه شو خودش خورد..

اه ..اين ديگه خيلي رو ميخواد...خانومه ديگه از عصبانيت کارد ميزدي خونش در نميومد. در حالي که حسابي قاطي کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصباني رفت براي سوار شدن به هواپيما وقتي نشست سر جاي خودش تو هواپيما ..يه نگاهي توي کيفش کرد تا عينکش رو بر داره..که يک دفعه غافلگير شد..چرا؟ براي اين که ديد که پاکت شيريني که خريده بود توي کيفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده فهميد که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون يادش رفته بود که پاکت شيريني رو وقتي خريده بود تو کيفش گذاشته بود اون آقا بدون ناراحتي و اوقات تلخي شيريني هاشو با او تقسيم کرده بود در زماني که اون عصباني بود و فکر ميکرد که در واقع اونه که داره شيريني هاشو اقاهه ميخوره و حالا حتي فرصتي نه تنها براي توجيه کار خودش بلکه براي عذر خواهي از اون آقا هم نداره چهار چيز هست که غير قابل جبران و برگشت ناپذير هست سنگ بعد از اين که پرتاب شد دشنام .. بعد از اين که گفته شد موقعيت .... بعد از اين که از دست رفت و زمان... بعد از اين که گذشت و سپري شد


برترین های دنیای وب


 
        تبلیغات

      محصولات جدید
      پیوندهای سایت
بیا تو جوان
جوک جدید
تفریح گشت و گذار
دانستنی علمی
عشق و دوستی
تاپ سایت ایران
پرشین تاپ سایت
دعا - مذهبی
اخبار
پزشکی دارویی
sms
خبر روزانه
تهران عشق
مقالات مختلف
مطلب روز
اسمس طنز
سرگرمی خفن
اسمس جدید
علمی هنری
کارت تبریک
download
سرگرمی
      لینک روز
  استراحت کمتر مادران
  عليرضا افتخاري »..
  مصاحبه با خدا
  کشیش
  پرخاشگري کودکان وسيلهاي..
  آزاتيوپرين AZATHIOPRINE
  دعاي بسيار مجرب..
  جنگ مورچه ای
  علت ايجاد مرض قند
  آفت دهان
  نقش کلیدی تلفن..
  جداسازی دختران و..
  آرتوش » يه..
  دوستيابى نياز هر..
  اطاق هاي شكنجه..
      عضویت در سایت
:: دریافت ایمیل رایگان ::
عکس و کاریکاتور
جوک و اس ام اس
مطالب آموزشی تفریحی

      تبلیغات


















خانه :: لینک باکس :: نقشه سایت