داستان و طنز           فال و طالع بینی           لطیفه و اس ام اس

  روزي خواهم آمد و پيامي..
  شعر{سفر نز دیک است}
  استفاده از ليزر
  ادبيات برزيل بخش يکم
  الفبا
  هويت ايراني در شاهنامه
  شهر خاموش من ! آن..
  حقيقت زندگي   
  نامه اي به غضنفر
  چمدان

  مرداد با بهمن (11+5)
  ارتباط جوراب افراد با شخصیت آنها!!
  سال اسب
  خصوصيات عدد شش (6)
  ( تا 23 خرداد) (..
  فال شما از اول تا..
  طالع بینی درختان
  عدد تقدير
  تست روانشناسي:تعيين ميزان فضولي!
  خصوصيات عدد دوازده (12)

  آيا شما همسرتان را درک..
  مژده مژده....المپيك پسرها رسيد...
  اس ام اس
  اس ام اس هاي طلايي
  يه پسر خوب يعني؟
  اینقده ضد حال نزن ...
  asheghane
  عاشقانه
  خدایا يه شوهر خوشکل برا..
  لطيفه هاي قديمي-4

 

       لینک های برتر

 

     لینک های داغ

 
 

 

شکل خدايي


لاينل واترمن داستان آهنگري را مي گويد که پس از گذراندن جواني پر شر و شور تصميم گرفت روحش را وقف خدا کند سالها با علاقه کار کرد به ديگران نيکي کرد اما با تمام پرهيزگاري در زندگيش چيزي درست به نظر نمي آمد حتي مشکلاتش به شدت بيشتر مي شدند
يک روز عصر دوستي که به ديدنش آمده بود و از وضعيت دشوارش مطلع شد گفت واقعا عجيب است درست بعد از اينکه تصميم گرفتي مردي باخدا شوي زندگيت بدتر شده نمي خواهم ايمانت را ضعيف کنم اما با وجود تمام تلاشهايت در مسير روحاني هيچ چيز بهتر نشده ! آهنگر بلافاصله پاسخ نداد او هم بارها همين فکر را کرده بود و نمي فهميد چه بر زندگيش آمده است .

اما نمي خواست دوستش را بدون پاسخ بگذارد روزها به اين موضوع فکر کرد تا بالاخره جوابش را يافت روز بعد که دوستش به ديدنش آمده بود گفت : در اين کارگاه فولاد خام برايم مي آورند و بايد از آن شمشير بسازم مي داني چطور اين کار را مي کنم ؟ اول تکه اي از فولاد را به اندازه جهنم حرارت مي دهم تا سرخ شود بعد با بيرحمي سنگينترين پتک را بر مي دارم و پشت سرهم بر آن ضربه مي زنم تا اينکه فولاد شکلي را بگيرد که مي خواهم بعد آن را در ظرف آب سرد فرو مي کنم تا جاييکه تمام اين کارگاه را بخار آب فرا مي گيرد فولاد به خاطر اين تغيير ناگهاني دما ناله مي کند و رنج مي برد بايد اين کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشير مورد نظرم دست پيدا کنم " يک بار کافي نيست "آهنگر مدتي سکوت کرد سپس ادامه داد " گاهي فولادي که به دستم مي رسد اين عمليات را تاب نمي آورد حرارت پتک سنگين و آ ب سرد تمامش را ترک مي اندازد مي دانم که از اين فولاد هرگز شمشير مناسبي در نخواهد آمد "

آنگاه مکثي کرد و ادامه داد " مي دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو مي برد ضربات پتکي را که بر زندگي من وارد کرده پذيرفته ام و گاهي به شدت احساس سرما مي کنم انگار فولادي باشم که از آبديده شدن رنج مي برد .

اما تنها چيزي که مي خواهم اين است : " خداي من از کارت دست نکش تا شکلي را که تو مي خواهي به خود گيرم با هر روشي که مي پسندي ادامه بده هر مدت که لازم است ادامه بده اما هرگز مرا به کوه فولادهاي بيفايده پرتاب نکن "


برترین های دنیای وب


 
        تبلیغات

      محصولات جدید
      پیوندهای سایت
بیا تو جوان
جوک جدید
تفریح گشت و گذار
دانستنی علمی
عشق و دوستی
تاپ سایت ایران
پرشین تاپ سایت
دعا - مذهبی
اخبار
پزشکی دارویی
sms
خبر روزانه
تهران عشق
مقالات مختلف
مطلب روز
اسمس طنز
سرگرمی خفن
اسمس جدید
علمی هنری
کارت تبریک
download
سرگرمی
      لینک روز
  حليم گوشت و برنج
  ضرب المثل ن
  رياضيات رشد مغز..
  نتايج رقابتهاي اتومبيلراني..
  بحثى مختصر درباره..
  دو پرنده »..
  آبان با بهمن (11+8)
  راههای داشتن اعصاب آرام
  مجيد اخشابي »..
  افشين » ماچ..
  بوت کردن بدون..
  تنهايي » مادر
  آريو حبيبي »..
  تعداد آثار ثبتي..
  ياد بگيريم كه..
      عضویت در سایت
:: دریافت ایمیل رایگان ::
عکس و کاریکاتور
جوک و اس ام اس
مطالب آموزشی تفریحی

      تبلیغات


















خانه :: لینک باکس :: نقشه سایت